همشهری آنلاین: برای دیدن نمایشگاه «همچنان جاری»، وارد موزه هنرهای معاصر تهران که میشوید، اولین چیزی که جلب نظر میکند، رنگ سیاه دیوارهای موزه است که در نمایشگاههای قبلی معمولا سفید بودند. «همچنان جاری» در پوسترش مروری بر بازتاب جریان عاشورا در هنرهای تجسمی معاصر با منتخبی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران و گنجینه حوزه هنری معرفی شده و قاعدتا برای هماهنگی میان آثار نمایشگاه و فضای موزه، رنگ برخی دیوارها سیاه شده است؛ اما در فضای کمنور موزه که نورپردزای موضعی روی آثار انجام میشود، این سیاهی دیوارها کمی چشم را اذیت میکند. سیاه کردن دیوارهای نمایشگاهی با موضوع آثار عاشورایی، اولین انتخاب است، نه بهترین انتخاب، در حالی که موزه هنرهای معاصر تهران باید جای بهترینها باشد.
گردشی کوتاه در تالارهای موزه، فقدان اندیشهای منسجم در گزینش آثار و تعجیل در برگزاری این نمایشگاه را به مرکز توجه میآورد. سنت غنی هنر مذهبی در ایران دارای نمونههای ارزندهای است که انتخاب آثاری از میان آنها به قصد برگزاری نمایشگاه، در صورت شناخت درست این هنر، برای اهلش کار چندان دشواری نیست. برگزاری نمایشگاهی از آثار مذهبی در ماههای محرم و صفر تصمیمی منطقی و معقول بوده است تا هم در روند کار موزه ـ که در چند سال اخیر با تعویق و تعطیلیهای طولانی همراه بوده ـ وقفه نیفتد و هم نمایشگاهی متناسب با فضای این ایام برگزار شود؛ اما آیا می توان از نتیجه کار راضی بود؟ در این گزارش به دنبال پاسخ این پرسش هستیم.

فقدان اندیشهای منسجم
در بدو ورود به موزه، جز رنگ سیاه دیوارها، چیز دیگری که جلب توجه میکند دیوارهای خالی است که در نمایشگاههای قبلی معمولا برای نمایش آثار از آنها استفاده شده بود. دیوارهای خالی در برخی تالارهای موزه که گاه تنها با یکی دو اثر پر شدهاند، علامت خوبی نیست و این احساس را به وجود میآورد که دست برگزارکنندگان نمایشگاه خالی بوده است. حالا که صحبت از «برگزارکنندگان» شد، بگذارید این سوال مهم را بپرسیم که نمایشگاهگردان یا همان کیوریتور «همچنان جاری» کیست؟ در موزههای بزرگ و معتبر دنیا رسم است که وقتی نمایشگاهی از آثار چند هنرمند یا حتی یک هنرمند برگزار میشود، نمایشگاهگردانی کاربلد و آشنا با موضوع نمایشگاه وظیفه جمعآوری، سازماندهی و ارائه آثار در بستری منسجم را بر عهده میگیرد و به یک معنا مسئول نظارت مستقیم بر نمایشگاه است. به طور حرفهای، معمولا نام نمایشگاهگردان در کنار نام نمایشگاه میآید، اتفاقی که در «همچنان جاری» نیفتاده است. در شروع نمایشگاه، عنوان «همچنان جاری» و بیانیه نمایشگاه در مقابل آن بر زمینهای تیره دیده میشود، اما این بیانیه را چه کسی نوشته و چه کسی مسئولیت جمعآوری آثار را داشته است؟ آثار این نمایشگاه با چه دید و هدفی انتخاب شدهاند؟ جدا از موضوع عاشورایی و مذهبی این آثار، اندیشه مرکزی این نمایشگاه از نظر فرمی یا مکتبی چیست؟ نقاشیهای دورههای مختلفی که از پیش از انقلاب تا همین اواخر کشیده شدهاند با کدام نگاه و برداشت در این نمایشگاه در کنار هم قرار گرفتهاند؟ دیوارهای خالی در گالریهای دیگر موزه هم دیده میشود. همچنین، کلاهخود، خنجر، شمشیر، سپر و سایر ادوات و لباس های تعزیه که از سقفها و دیوارها آویخته و در فضا معلق نگه داشته شدهاند، جز موضوعشان، از نظر هنری چه قرابتی با سایر آثار نمایشگاه دارند؟ این آثار ارزش هنری دارند یا ارزش معنوی؟ صدای فروافتادن قطره آبی که هرازگاهی از بلندگوهای موزه در فضا میپیچد چقدر به کار فضاسازی میآید؟ متاسفانه اینها سوالهایی است که در نبود نمایشگاهگردان و فقدان اندیشهای منسجم و واحد در جمعآوری آثار جوابی نمیگیرد.

تداخلهای ناواضح
نقاشیهای قهوهخانهای تعدادی از آثار حاضر در نمایشگاه «همچنان جاری» را تشکیل میدهد. این نوع نقاشی دارای قراردادهای تصویری معینی برای برجسته ساختن شخصیتهای اولیا و تمایز آنها از اشقیاست. تماشاگر معمولا با نگاه به این نقاشیها، بهفوریت، نیروهای خیر و شر را بازمیشناسد و همذاتپنداری خود را روانه تابلو میکند. ویژگی بارز دیگر این نقاشی، روایتگری آن است. معمولا در این نقاشیها جزئیات یک واقعه، مثل ماجرای پیوستن حر به سپاه امام حسین (ع)، یا چند واقعه در یک تابلو روایت میشود. از آنجا که این نوع نقاشی با زندگی روزمره مردم و مراسم و مناسک عزاداریشان آمیخته شده، تشخیص این آثار از دیگر آثار نمایشگاه «همچنان جاری» حتی برای چشمهای ناآموخته هم به سهولت ممکن است. اما آیا نقاشیهای قهوهخانهای این نمایشگاه، اوج و کمالِ این نوع نقاشی است؟ آیا انتخابهای بهتر و موجهتری پیش روی «برگزارکنندگان» نمایشگاه نبوده است؟ از سوی دیگر، آثار نقاشانی که ذیل «مکتب سقاخانه» جای میگیرند، هنرمندانی همچون فرامرز پیلارام و رحیم ناژفر و دیگرانی که آثاری از آنها در این نمایشگاه در معرض دید قرار گرفته، با چه رویکرد و هدفی انتخاب شدهاند؟ هنرمندان مکتب سقاخانه که سودای ایجاد یک مکتب هنر ملی را داشتند و اغلب به دلیل ترکیب عناصر سنتی و مدرن در کارهایشان شهرهاند، در این نمایشگاه در چه جایگاه قرار میگیرند؟ همچنین برخی از آثار نقاشان حوزه هنری که در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده، بیشتر در دستهبندی هنر انقلاب و دفاع مقدس جای میگیرند تا هنر عاشورایی.
«همچنان جاری» میتوانست با انتخابهای بهتر و اندیشهای پختهتر به نمایشگاهی مهم در نمایش بازتاب جریان عاشورا در هنرهای تجسمی معاصر بدل شود، خصوصا که موزه هنرهای معاصر در دوره اخیر فعالیتش بر برگزاری نمایشگاهها در قالبی پژوهشی تاکید داشته است. متاسفانه، برای آشنایی عمیقتر با هنر مذهبی ایران باید منتظر فرصتی دیگر و نمایشگاهی بسامانتر بود.
نظر شما